شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

201

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

انصاف آن است كه من در اين اتفاق ميل به طرف نقض ميثاق كرده‌ام و بر ذمائم اخلاق دندان فشرده « 1 » و به يقين دانسته كه ارباب مكنت و خداوندان شوكت چون در حال قدرت و استيلا و قوت و استعلا جانب « 2 » خصم مغلوب را مهمل نگذارند و ملتمس دشمن مقهور مبذول ندارند و با ايشان از منهاج مواسات و مراعات يكسو شوند ، هرآينه داهيه‌اى روى نمايد كه تدارك آن در حيز امكان نيايد . لمؤلفه « 3 » : چو دشمن از تو به گفتار « 4 » خوش بود خرسند * به لطف گوى سخن تا فزون شود پيوند كه گر به رفق بگويى چو قند گردد زهر * و گر به عنف بگويى چو زهر گردد قند على الجمله با وجود آنكه رستم دستان دست پيكار دراز كرده بود و پاى در ركاب جنگ و نبرد آورده و به تعريض و تصريح ، لمؤلفه « 5 » : همىگفت كاى نامور شهريار * مكن آشتى ، جنگ را ساز ، كار كز ايشان نبود آشتى را نشان * بدين روز گرز من آوردشان از آنجا كه اريحيّت « 6 » * 6 طبع و غريزت پاك و كرم ذات و صفاى صفات و سداد اعتقاد آن پادشاه والاجاه بود ، دعوت افراسياب را اجابت كرد و در اسعاف حاجت و انجاح مقصود او سعى موفور نمود و رسول را با حصول مرام و شمول انعام بازگردانيد و پيام داد كه هرچه مقدور بود در ايجاب ملتمس مبذول افتاد و به هرحال از تحرى رضا و خوشنودى جانب تو عدول ننموده و بر قانون آرش و وضع او در تقسيم مملكت خرسندى اختيار كرد ؛ اگر زياده ازين توقعى هست كه تعذرى دارد ؛ عذر ما در آن باب ظاهر شناسد . افراسياب را لازم شد بر آن اختيار از سر اضطرار ختم كردن و در مراجعت به توران زمين مسارعت نمودن ، پس خيل و سپاه را كه در آن حوالى پراكنده بودند ، باز خواند و عنان عزيمت به بلاد شرقى مايل گردانيد و سرّ : اقمنا « 7 » كارهين و خرجنا

--> ( 1 ) - ج : فشرده‌ام . ( 2 ) - ج : - جانب . ( 3 ) - ب و ج : - لمولفه . ( 4 ) - ج : رفتار . ( 5 ) - ب و ج : - لمولفه . ( 6 ) - ب : سجيت . ( 7 ) - ب : دخلنا .